مرتضى مطهرى
676
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
از آن پارچههايى كه از شهر آورده بودند استفاده مىكردند . به هرحال يك جامعهء بسيط بود . جامعه هرچه كه توسعه پيدا مىكند تقسيم كار و تنوع بيشتر مىشود ، در قسمتهاى مختلف ، مثلًا در علوم . يك زمانى بود كه يك بوعلى سينا كافى بود كه بر همهء علوم زمان خودش احاطه داشته باشد . اما امروز علوم اينقدر تقسيم شده كه فردى كه در يك رشته كار مىكند اصلًا از موضوع رشتههاى ديگر كاملًا بىاطلاع است و نمىداند آنجا به اصطلاح سر كى را مىتراشند . او فكرش با اين علم ساخته مىشود و اين با علم ديگرى ، كه اين با علم او آشنا نيست و او با علم اين آشنا نيست . او وارد يك صنعت مىشود ، اين وارد صنعت ديگرى مىشود . اصلًا صنعتِ اين با صنعتِ او به كلى متغاير است . اين از كار او هيچ سر در نمىآورد ، او از كار اين هيچ سر در نمىآورد . شغلهاى ديگر : در تهرانِ صد سال پيش ، همهء مشاغل چند تا مغازه بوده . حالا شما مىبينيد فروشندگيهاى مختلف و چندين نوع مغازه پيدا شده كه بسيارى از اينها اصلًا نمىدانند آن ديگرى فروشندهء چيست . آثار منفى تكامل جامعه از نظر تقسيم كار تكامل جامعه از نظر تقسيم كار خواه ناخواه يك خطر بزرگ اجتماعى به دنبال خودش دارد و آن جدا كردن انسانها از يكديگر است . قهراً فكر مشترك ، عاطفهء مشترك و گرايش مشترك در مردم كمتر وجود پيدا مىكند و چون انسان ساخته مىشود با علمى كه تحصيل مىكند ، ساخته مىشود با فنى كه دارد ، ساخته مىشود با شغلى كه دارد ، انسانهايى كه ساخته مىشوند به كلى با يكديگر متبايناند . بعلاوه چون كارها اختصاصى مىشود ، اين مسئلهء تقسيم كار كه مىگويند سبب تكامل جامعه است - و راست است ، سبب تكامل جامعه است - سبب نقص فرد است . ماشين كارش آنقدر دقيق شده كه حتى كارگرى كه در يك كارخانه است سر از كار آن كارخانه در نمىآورد ، فقط يك كار بسيار كوچكى مثلًا مراقبت كردن از حركتِ فلان جزء اين ماشين را به او سپردهاند كه تو هميشه بايد مراقب آن پيچ باشى كه شل نشود . يك عمر چيزى كه در دنيا مىشناسد فقط همين پيچ است . از باب اتحاد عاقل و معقول كه هركسى هرچه را فكر بكند مفكِّر و فكر يكى مىشود ، بعد او اصلًا يك آدمى مىشود كه خواب هم اگر ببيند هميشه همان را خواب مىبيند ، در بيدارى هم فقط آن را مىبيند . وقتى تقسيم كار خيلى زياد شد هر انسان ، مخصوص يك كار مىشود و ساختهء اين كار مىشود ، پس انسانيتى كه مشترك ميان انسانهاست كجا رفت ؟ آن ديگر قربانى مىشود . اين است معنى اينكه اينها مدعى هستند كه وقتى صنعت خيلى پيشروى مىكند و كار كارگر تقسيم و يك كار